Featured
- Get link
- X
- Other Apps
«خویشتن»
از کوچهی قدیمی که آشناست گذر میکنی و از کنار درِ کوچکی که یادگار اتاق پستوی خانهی مادربزرگ است رد میشوی و میرسی به جادهای که به آستارا میرود.
آن طرف اما کوهستان است و وقتی از آنجا بالا میروی، میرسی به نزدیکی قلهی سبلان و در دشت پر از گلهای لاله، سفینههای نیمهکارهی سهوجهی را میبینی که موتورهایشان نامرئیاند و کمی کار دارند تا کامل شوند.
جعبهی آچار را باز میکنی و در میان ابزارها، یک قطعهی لوزیِ بنفش است که آن را نگاه میکنی و ناگهان میفهمیکه این قطعه لوزی بنفش «خویشتن» توست.
- Get link
- X
- Other Apps
Comments