Featured
- Get link
- X
- Other Apps
احمد سوسکه 2
از طریق احمد سوسکه بود که همه با من ارتباط برقرار میکردند.
اولین بار در کافی شاپ بودم که احساس کردم موجود موذی ای روی گردنم حرکت میکند... دستم را بردم که بگیرمش.. دیدم احمد سوسکه کنارم ایستاده و دستش روی شانه ام است. خندید و به سرعت صندلی کنارم را کشید و رویش نشست. نگاه سریعی به اطراف کافی شاپ کرد و بعد که خیالش راحت شد، رو به من خنده مرموزی کرد و از زیر کاپشنش پاکت نامه زردرنگی در آورد و روی میز گذاشت.
گفت:" قراره امشب بارون بیاد. تا یه هفته هم بند نمیاد."
دستش را گذاشت روی پاکت و باچشمش اشاره ای به پاکت کرد. من حدس زدم باید پاکت را بردارم و توی کیفم بگذارم. اما همین که خواستم پاکت را بردارم، دوباره دستش را گذاشت روی آن و گفت :" بهتره چتربخری ..بارون سنگینی قراره بیاد" منظورش را نفهمیدم و با تعجب به او خیره شده بودم . بعد به خودم آمدم و پاکت را در کیفم گذاشتم که ناگهان به صندلی اش تکیه داد و شروع کرد سوال کردن...پیرهنتو از کجا خریدی؟..تاحالا فکر کردی که آدمای آینده شاخک دارند؟..موقعیت 12 خودت...اون یارو رو میشناسی؟..الان بر نگرد..قهوه زیاد میخوری؟.. من در حال جواب دادن به سوالهاش بودم که ناگهان گفت خیلی کار دارد و باید برود
چند روز بعد از آن ماجرا شنیدم پلیس سوار کانادا به خانه احمد ریخته و او را که لخت مادرزاد در حال ادرار روی آدمها بوده از روی بالکنش دستگیر کرده.
...
اولین بار در کافی شاپ بودم که احساس کردم موجود موذی ای روی گردنم حرکت میکند... دستم را بردم که بگیرمش.. دیدم احمد سوسکه کنارم ایستاده و دستش روی شانه ام است. خندید و به سرعت صندلی کنارم را کشید و رویش نشست. نگاه سریعی به اطراف کافی شاپ کرد و بعد که خیالش راحت شد، رو به من خنده مرموزی کرد و از زیر کاپشنش پاکت نامه زردرنگی در آورد و روی میز گذاشت.
گفت:" قراره امشب بارون بیاد. تا یه هفته هم بند نمیاد."
دستش را گذاشت روی پاکت و باچشمش اشاره ای به پاکت کرد. من حدس زدم باید پاکت را بردارم و توی کیفم بگذارم. اما همین که خواستم پاکت را بردارم، دوباره دستش را گذاشت روی آن و گفت :" بهتره چتربخری ..بارون سنگینی قراره بیاد" منظورش را نفهمیدم و با تعجب به او خیره شده بودم . بعد به خودم آمدم و پاکت را در کیفم گذاشتم که ناگهان به صندلی اش تکیه داد و شروع کرد سوال کردن...پیرهنتو از کجا خریدی؟..تاحالا فکر کردی که آدمای آینده شاخک دارند؟..موقعیت 12 خودت...اون یارو رو میشناسی؟..الان بر نگرد..قهوه زیاد میخوری؟.. من در حال جواب دادن به سوالهاش بودم که ناگهان گفت خیلی کار دارد و باید برود
چند روز بعد از آن ماجرا شنیدم پلیس سوار کانادا به خانه احمد ریخته و او را که لخت مادرزاد در حال ادرار روی آدمها بوده از روی بالکنش دستگیر کرده.
...
- Get link
- X
- Other Apps
Comments